ساقی به نور باده بر افروز جام ما .... مطرب بیا که کار جهان شد به کام ما .... ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم .... ای بی خبر زلذت شراب مدام ما .... هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .... ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما



                


طا را میم الف ح فقط زود برگرد

از دور که سیاهی کاروان را تشخیص داد، لبخند بر روی چهره اش نقش بست. پس از گذشت چند روز بار دیگر می توانست به کاروان محبوب ملحق شود. اسب را با تمام قدرت هـ ـ ـی کرد، گرد و غبار اطراف اسب به هوا برخاست ... همان طور که به تاخت می رفت، یاد خاطرات روزهای پیشینش افتاد ... چه اشعار با شور و شعفی را در پیش قراول همین کاروان در صحرا زمزمه کرده بود. امام از او خواسته بود پیشاپیش کاروان برود چون راه را بیش از بقیه می شناخت. او هم در سکوت صحرا برای یاران و صحابه می خواند:

یا ناقتی لا تذعری من زجری  .... وا مضی بنا قبل طلوع الفجر
بخیر فتیان و خیر سفر ....آل رسول اللَّه اهل الفخر
ای ناقه ی من، مرا پیش از طلوع فجر، به مقصد برسان که من در این راه  با بهترین جوانان وآل رسول خدا، هم سفرم

اسب مصمم تر از همیشه به تاخت پیش می رفت و سیاهی کاروان امام آرام آرام روشن تر می شد. باد در لباسش می پیچید و می رقصید و با نوازش بیرون می رفت. چقدر سرور داشت از ملاقات دوباره با مولا و سرورش ...  چه سخن ها که در پیشاپیش این کاروان از شهادت در رکاب امام نگفته بود، چه رجزها که در برابر یاران نخوانده بود، چه قوت قلب ها که به زینب و دختران نداده بود در تمام مسیر کوفه ...

الضاربین بالسیوف البتر ... حتی تحلی بکریم النجر
من همسفرم با کسانی که با شمشیرهای برّان می جنگند تا کسی که برترین اصل و نسب دارد را به مقصدش برسانند.

ظاهر کاروان گویا ، کمی متفاوت تر از قبل شده بود ... یاد آخرین نجوای حسین با خودش افتاده بود، آن روز که در میانه ی راه به حسین (ع) گفته بود : "مولایم حاصل مزرعه ام رسیده است، بگذار آذوقه ای برای خانواده ام فراهم کنم و با یاران بسیار سوی شما باز گردم." و امام هم مثل همیشه با لبخند پاسخ داده بود: " باشد، برو طرماح، فقط زود برگرد"! ...  از همان زود برگرد امام، هم می شد فهمید که چقدر حسین (ع) غریب شده است.  حال او پس از مزرعه اش سوی کاروان امام بازگشته بود ...

 عمره اللَّه بقاء الدهر ... یا مالک النفع معا والضر
امدد حسیناً سیدی بالنصر  ....علی الطغاة من بقایا الکفر
خدایا نگهدارو حافظ مولایم، حسین باش و او را بر سمتگرانِ باقی مانده ازکفر پیروزی ده

گندم زار دنیا

آرام، آرام که چهره ی کاروان حسین  رنگ می باخت، تعجبش لحظه به لحظه بیشتر می شد ... متحیرانه به تماشا نشست " کاراون امام که این مقدار طول و درازا نداشت! کاروان امام که دخترکان خسته در پیشاپیش نداشت! این زنجیر و زنجیر زن ها از کجا آمده اند! این نیزه های وصله شده به خورشید را چه کسی عَلَم کرده است !"  .... نگاهش که به لبان قرآن خوان مولایش بر روی نیزه افتاد، دیگر نفهمید، چطور شانه هایش از بالای اسب به زمین رسید ...  طرماح دیر رسیده بود، خیلی دیرررررررررر

********
راستش را بخواهی عصر جمعه که می شود یوسف فاطمه بازهم می آید سراغ قلبت، یاران اندکش را هم می آورد، دست های گرمش دست های تو را می فشاردند و چشمان منتظرش باز در چمشان قلب تو می افتدند .... وقتی تو  باز هم دست هایت را به آرامی از میان دست های او می کشی و عذر می آوری که
"آقا جان محصول دنیایم مانده، بگذار بروم درو کنم و بعد سوی شما باز گردم " او با نجوای آرام می گوید : "طا را میم الف ح!" سپس به تو لبخند می زند و می گوید : "باشد برو فقط زود برگرد" ...
راستش را بخواهی غروب جمعه، آسمان بسیار دلگیر است، شاید چون یوسف فاطمه بازهم در غیابمان ، خون های اصغرش را به آسمان پاشیده ....

پینوشت

1.طرماح بن عدی طائی پیش قراول کاراوان و از محبان پرشور حسین (ع) بوده اما در روز عاشورا توفیق شهادت با امام را از دست می دهد و در منطقه ی هذیب هجانات خبر شهادت امام را دریافت می کند.
2. آغاز امامت حضرت مهدی با طلیعه ی فجر مبارک باد.



کوچه ی بنی هاشم ::: 90/11/13::: ساعت 8:31 عصر
از جام دیگران: جرعه


تفسیر جرعه

کوچه ی بنی هاشم


اولین جرعه آن را که نوشیدم مست شدم و در حال مستی تقاضای جرعه ای دیگر کردم، اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی. پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما پیاله ام را شکستی. هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی . اکنون من خمارم و پیاله به دست هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم .

آخرین دست نوشته ی دانشجوی شهید ناصر باغانی


زمان دیدار
12:37 عصر

نیازمندی ها

خانه پست الکترونیک Rss

تفحص:

بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 30
کل بازدید: 131609
رتبه سوم در پنجمین طرح ملی وبلاگ نویسی بوی سیب، رادیو معارف

ح) کلیه حقوق مطالب نزد خدا محفوظ است. بازنشر به هر نحو آزاد

جرعه های جاری

حجاب جسمانی

همرهان
DOWN WITH U.S.A
►▌ استان قدس ▌ ◄
تکلیف الهی
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
جاده های مه آلود
اسیرعشق
فرزانگان امیدوار
چشمـــه ســـار رحمــت
لنگه کفش
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
رقصی میان میدان مین
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
*باران بهاری*
پرواز تا یکی شدن
حامیان ولایت
جبهه وبلاگی غدیر
گل باغ آشنایی
بچه مرشد!
منو وتووقاصدک
معیار عدل
امام زمان
مهندس محی الدین اله دادی
ـــــــ م . ج ـــــــــ
بی سر و سامان
منادی معرفت
مهربان
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
بوی سیب
بادصبا
تخته سیاه
رفقا
ردِ پای خط خطی های من
دوستدار علمدار
سامع سوم
ابرار
یادداشتهای فانوس
انسان جاری
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
عطر یاس
واقعه
بچه های خدایی
ایستادن فقط کار ماست
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
سعادت نامه
دلنوشته های یک فروند چریک
فتوبلاگ حسین کارگر
صدای سکوت
پا توی کفش شهدا
عشق
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
شروق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بانوی اسمانی
سیاه مشق های میم.صاد
عطش
اواز قطره
رشادت
مهاجر
عاشقانه ی تو
شاره کم سنه
صهبای بیداری
روح مناجات
سیرت پیشگان
پلاک 40
یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی
منتظران شهادت
یک نفس عمیق
منطقه آزاد
حقوقدان منتظر
ایرانی یعنی عشق
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
اخراجیها
کشکول
ترنم حضور
نم نم باران
چی کار؟
بیان مبین
سایه های خیال
عطر ریحان
عزای حسینی
ولایت نامه مادر
ستاره خاموش
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
در برابر نسیم
کبوتر حرم
صبح انقلاب
مهدی یاران
چشم انتظار
باکین علی الحسین
سربازان وطن
تراب
سیب سرخ
انصار الحسین (ع)
از فرش تا عرش
فهادانــ
تَرَنّم عفاف
گل نرگس
زندگی کاروانی
سرباز ولایت
آفتاب
نوجوونی از خودتون
غدیر چشمه هیشه جاری
جندالمهدی(عج)
جهادگر سایبری سروقامتان - cyber jihadists sarvqamatan
جنبش حمایت از بحرین
احادیث اهل بیت
جهاد ولایت
پایگاه شهید کریم مینا سرشت
* امام مبین *
..::منتظر بیداری::..
کلبه دل
سه ثانیه سکوت
درجست وجوی حقیقت
قافله نت
هزاره
مشاوره مجازی
کافه ترانزیت
سیب گلاب
آوای قلبها...
ولایت مداری
عشق ماندگار(خدا)
بوی هجرت می آید
نشریه بساتین
مهدی یاران
جوان ایرانی
سحرخیزمدینه کی میایی؟
آقا جون آجرک الله...
منتظران ظهور
منجی در ادیان
برای خاطر آیه ها
بچه حزب الهی
فرهنگ عاشقی
سرداران بی پلاک
عشق ماندگار
مسأله شرعی
مشـ ـ ـکـ ـاة
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
صراط مبین
تو هم یکبار بنویس تا ببینی نوشتن چه لذتی دارد...
هیئت فاطمیون شهرضا
ما با ولایت زنده ایم
وب سایت شخصی یاسین گمرکی

اشتراک در خبرنامه

 

روزانــــــــه