ساقی به نور باده بر افروز جام ما .... مطرب بیا که کار جهان شد به کام ما .... ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم .... ای بی خبر زلذت شراب مدام ما .... هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .... ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما



                


کر بلا خیلی قشنگه

** متن را با این نغمه بخونید

چند روزی از سفر کربلا گذشته بود ، سفر آسمانی ، سفری که هرچند کوتاه بود اما او را دیوانه کرده بود در دلش آتشی به پا شده بود ، آتشی که هیچ چیز به جز جرعه ای دیگر از دیدار کربلا آن را خاموش نمی کرد ، همیشه دوست داشت بین الحرمین را که بسیار از آن شنیده بود ببیند اما هیچ گاه به بعد از آن فکر نکرده بود؛ یاد لحظه ی فراق با حسین (ع) افتاده بود گویا می خواستند بین روح و جسمش فاصله بیندازند و همینطور هم شد حال روح او کربلا بود اما جسمش....

آرام و قرار نداشت حلاوت عشقی که چند روز قبل چشیده بود رهایش نمی کرد مگر آنکه شبی دیگر جسمش را به بین الحرمین برساند و آنجا به رسم شبهای کربلا عاشورا بخواند و بر مصیبت حسین بگرید و دوباره باز گردد... چند لحظه ای تامل کرد و سپس تصمیم گرفت برای خودش کربلا بسازد بلکه این فواران عشق فروکش کند ، تمام آنچه چند روز قبل از بین الحرمین دیده بود را تجسم کرد دو حرم یکی ایستاده و استوار به نام عباس (ع) و دیگری آرام و بی قرار به نام حسین (ع)، دو پارچه تبرک به نماد این دو حرم نهاد چشمانش را بست و خیال کرد که در بین الحرمین نشسته است و شروع کرد به مناجات کردن با آقایش : آقاجان نمی دانی چقدر دل تنگم .... نمی دانی چقدر دوست داشتم الان کربلایت بودم ...آقاجان ای کاش اینجا الان کربلا بود ... ای کاش من دوباره روی خاکهای آسمانی بین الحرمین نشسته بودم....

کار هر شبش شده بود این طور آرام می گرفت می دانست این فقط خیال کربلاست اما خیال کربلا هم زیبا بود ، هرشب به بین الحرمین خودش می رفت عاشورا می خواند،اشک می ریخت،به زیر قبه حسین می رفت و دعا می کرد و وقتی آتش درونش فروکش می کرد به دنیای همیشگی باز می گشت .

کربلا خیلی قشنگه

تا اینکه شبی کسی خواب این جوان عاشق را دید ، خواب دید این جوان هرشب به کربلا می رود و باز می گردد! پرسید تو چطور این همه راه را تا کربلا می روی ؟! جواب آمد این من نیستم  که تا کربلا می روم این کربلاست کر هر شب تا خانه ما می آید و باز می گردد ...... آرزوی دل او زیر قبه حسین بر آورده شده بود او هر شب در کربلا بود .

********

یادته  همیشه وقتی از کربلا می گفتن دلت می شکست ، در دلت غوغایی به پا می شد ، همیشه وقتی می گفتن کربلا خیلی قشنگه دلت هوایی می شد یه گوشه برای خودت آروم اشک می ریختی که من پس کی میرم؟ چرا من را راه نمی دید کربلا ؟ دل من هم کربلا می خواد ‍؛ غافل از اینکه همون لحظه تو روی خاکهای بین الحرمین نشسته بودی! سالها تو در کربلا بودی و طلب کربلا می کردی! ای کاش این پرده ها کنار می رفت تا تو می دیدی همون جایی هستی که آرزویش را داشتی.

السلام علیک یا ابا عبدالله ، سلام بر حسین ، سلام برگونه خاک آلود ، سلام بر لبان تشنه،  سلام بر تیرهای عاشق جسم حسین ، سلام بر جسمهای نحیف و رنگ باخته ، سلام بر عاشقان حسین ، سلام بر اشکهای عاشقان حسین ، سلام بر کربلای عاشقان حسین ، سلام بر دلهای شکسته و عاشق حسین .... ایها الناس کربلا الان اینجاست فقط خواستم بگم هرکس پیش شما آمد و گفت کربلا خیلی قشنگه راست گفت راست !

 وبلاگ یکشنبه 3/10 با موضوع "یک قطره اشک" به روز خواهد شد



کوچه ی بنی هاشم ::: 85/9/15::: ساعت 4:0 عصر
از جام دیگران: جرعه


تفسیر جرعه

کوچه ی بنی هاشم


اولین جرعه آن را که نوشیدم مست شدم و در حال مستی تقاضای جرعه ای دیگر کردم، اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی. پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما پیاله ام را شکستی. هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی . اکنون من خمارم و پیاله به دست هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم .

آخرین دست نوشته ی دانشجوی شهید ناصر باغانی


زمان دیدار
12:39 عصر

نیازمندی ها

خانه پست الکترونیک Rss

تفحص:

بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 30
کل بازدید: 131609
رتبه سوم در پنجمین طرح ملی وبلاگ نویسی بوی سیب، رادیو معارف

ح) کلیه حقوق مطالب نزد خدا محفوظ است. بازنشر به هر نحو آزاد

جرعه های جاری

حجاب جسمانی

همرهان
DOWN WITH U.S.A
►▌ استان قدس ▌ ◄
تکلیف الهی
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
جاده های مه آلود
اسیرعشق
فرزانگان امیدوار
چشمـــه ســـار رحمــت
لنگه کفش
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
رقصی میان میدان مین
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
*باران بهاری*
پرواز تا یکی شدن
حامیان ولایت
جبهه وبلاگی غدیر
گل باغ آشنایی
بچه مرشد!
منو وتووقاصدک
معیار عدل
امام زمان
مهندس محی الدین اله دادی
ـــــــ م . ج ـــــــــ
بی سر و سامان
منادی معرفت
مهربان
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
بوی سیب
بادصبا
تخته سیاه
رفقا
ردِ پای خط خطی های من
دوستدار علمدار
سامع سوم
ابرار
یادداشتهای فانوس
انسان جاری
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
عطر یاس
واقعه
بچه های خدایی
ایستادن فقط کار ماست
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
سعادت نامه
دلنوشته های یک فروند چریک
فتوبلاگ حسین کارگر
صدای سکوت
پا توی کفش شهدا
عشق
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
شروق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بانوی اسمانی
سیاه مشق های میم.صاد
عطش
اواز قطره
رشادت
مهاجر
عاشقانه ی تو
شاره کم سنه
صهبای بیداری
روح مناجات
سیرت پیشگان
پلاک 40
یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی
منتظران شهادت
یک نفس عمیق
منطقه آزاد
حقوقدان منتظر
ایرانی یعنی عشق
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
اخراجیها
کشکول
ترنم حضور
نم نم باران
چی کار؟
بیان مبین
سایه های خیال
عطر ریحان
عزای حسینی
ولایت نامه مادر
ستاره خاموش
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
در برابر نسیم
کبوتر حرم
صبح انقلاب
مهدی یاران
چشم انتظار
باکین علی الحسین
سربازان وطن
تراب
سیب سرخ
انصار الحسین (ع)
از فرش تا عرش
فهادانــ
تَرَنّم عفاف
گل نرگس
زندگی کاروانی
سرباز ولایت
آفتاب
نوجوونی از خودتون
غدیر چشمه هیشه جاری
جندالمهدی(عج)
جهادگر سایبری سروقامتان - cyber jihadists sarvqamatan
جنبش حمایت از بحرین
احادیث اهل بیت
جهاد ولایت
پایگاه شهید کریم مینا سرشت
* امام مبین *
..::منتظر بیداری::..
کلبه دل
سه ثانیه سکوت
درجست وجوی حقیقت
قافله نت
هزاره
مشاوره مجازی
کافه ترانزیت
سیب گلاب
آوای قلبها...
ولایت مداری
عشق ماندگار(خدا)
بوی هجرت می آید
نشریه بساتین
مهدی یاران
جوان ایرانی
سحرخیزمدینه کی میایی؟
آقا جون آجرک الله...
منتظران ظهور
منجی در ادیان
برای خاطر آیه ها
بچه حزب الهی
فرهنگ عاشقی
سرداران بی پلاک
عشق ماندگار
مسأله شرعی
مشـ ـ ـکـ ـاة
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
صراط مبین
تو هم یکبار بنویس تا ببینی نوشتن چه لذتی دارد...
هیئت فاطمیون شهرضا
ما با ولایت زنده ایم
وب سایت شخصی یاسین گمرکی

اشتراک در خبرنامه

 

روزانــــــــه