ساقی به نور باده بر افروز جام ما .... مطرب بیا که کار جهان شد به کام ما .... ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم .... ای بی خبر زلذت شراب مدام ما .... هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .... ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما



                


و ما ادرائک ما لیله القدر ...

فاطمه، فاطمه، فاطمه ... وه که چه نام زیبایی است نام تو! تفسیر تمام کلمات خدا در چند حرفت خلاصه شده اند، تبری کفر، تولی عشق، تسبیح کردگار، تقبیح و استغفار ....  همه ی آنچه پیش از این بر رحمه للعالمین نازل شد! ای روح لیله ی قدر، من چه می فهمم تو را، آنگاه که خدا بهانه های خلقتش را به فاطمه و پدرش، فاطمه و همسرش، فاطمه و پسرانش خطاب می کند ... من فقط تکرار مکررات می کنم نامت را، تا جرعه ای لذت، هر نفسم را ذخیره کنم. درست مثل آیات معبودت ، که بارها تکرارشان کردم ... یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ، عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ، تَنْزیلَ الْعَزیزِ الرَّحیمِ ... فاطمه، فاطمه، فاطمه ...  

فاطمه، تو که قلب تپنده ی قرآنی، نیک بهتر می دانستی که راز  قرآن ولایت است، باطن کعبه امام است، مگر غیر از این بود که کعبه شکاف خورد و از دل آن علی متولد شد. باید فاش می ساختی راز سر به مهر دین را که " مَثَلُ الإمام مَثل الکعبة إذ تُؤتی وَ لا تَأتی" باید تفسیر می کردی آن هم برای قومی که به جای طواف به دور کعبه، کعبه را به بیعت با خود می برند! فاطمه، خدایت تکلیف سنگینی را به شانه هایت وانهاده بود. که اگر سنگین هم نبود، ریحانه گی تو توان دوش گرفتن قهرمانانه اش را نداشت.

و ما ادرائک ما لیله القدر

اما دیدی که هم او اشک های تو را دریافت و تو را یاری کرد تا مثل را فی المثل تبین کنی! آنگاه که گفت تو و محسنت، تو و غنچه ی ناشکفته ات،  به پشت در بروید و بعد گفت شما چند مرد جنگی با لگد محکم به در بکوبید که ریحانه ام پشت در تمام قد ایستاده است ... و صدای غربتت عرش را شکافت، تو گفتی آه ... تو گفتی آه و تفسیر شد ... آه و تبین شد ... آه و شرحه شرحه شد مثل عشق بازی امام و ماموم ... ریحانه ی قهرمان من، دیدی که خدایت نصرت کرد و نگذاشت امانت روی ساقه های نازکت زمین بخورد، اما چون به مقصد رساندی و فهمیدی که رسید، ساقه ات از پهلو شکست و خود زمین خوردی .... آه که جگرم چون درب خانه ی تو سوخت، آه که تیر چون میخ در به قلبم فرورفت، فاطمه ... چه جانسوز بود درد های قرآن و ما نمی دانستیم ... چه دلخراش بود باطن کتاب ما نمی فهمیدیم  ... و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق .... چه  دردی دارد شنیدن درد دل حق !

فاطمه! اما این شب، علی بر  بالین تو سر گذاشته و اشک می ریزد، خدایت را به همه ی چهارده ستاره اش به باران چشم کودکانش قسم می دهد که از هبوط آدمیت در گذرد .... بفاطمه، بفاطمه، بفاطمه .... این شب نه فقط امام تو، نه فقط غنچه های نو شکفته ی تو، که همه ی ملائکه الله، تا طلوع فجر دیوانه وار اشک می ریزند، و به تو به خاطر رساندن پیام، سلام می کنند و تو را غسل حضور در عرش می دهند ...   و تو چه می فهمی این شب چه شبی است .... امشب شبی است که امانت قرآن بر شانه های انسان نزول کرد و فاطمه بر دوش ملائک، به آسمان عروج ....!



کوچه ی بنی هاشم ::: 90/2/8::: ساعت 2:43 عصر
از جام دیگران: جرعه


تفسیر جرعه

کوچه ی بنی هاشم


اولین جرعه آن را که نوشیدم مست شدم و در حال مستی تقاضای جرعه ای دیگر کردم، اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی. پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما پیاله ام را شکستی. هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی . اکنون من خمارم و پیاله به دست هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم .

آخرین دست نوشته ی دانشجوی شهید ناصر باغانی


زمان دیدار
12:32 عصر

نیازمندی ها

خانه پست الکترونیک Rss

تفحص:

بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 30
کل بازدید: 131607
رتبه سوم در پنجمین طرح ملی وبلاگ نویسی بوی سیب، رادیو معارف

ح) کلیه حقوق مطالب نزد خدا محفوظ است. بازنشر به هر نحو آزاد

جرعه های جاری

حجاب جسمانی

همرهان
DOWN WITH U.S.A
►▌ استان قدس ▌ ◄
تکلیف الهی
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
جاده های مه آلود
اسیرعشق
فرزانگان امیدوار
چشمـــه ســـار رحمــت
لنگه کفش
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
رقصی میان میدان مین
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
*باران بهاری*
پرواز تا یکی شدن
حامیان ولایت
جبهه وبلاگی غدیر
گل باغ آشنایی
بچه مرشد!
منو وتووقاصدک
معیار عدل
امام زمان
مهندس محی الدین اله دادی
ـــــــ م . ج ـــــــــ
بی سر و سامان
منادی معرفت
مهربان
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
بوی سیب
بادصبا
تخته سیاه
رفقا
ردِ پای خط خطی های من
دوستدار علمدار
سامع سوم
ابرار
یادداشتهای فانوس
انسان جاری
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
عطر یاس
واقعه
بچه های خدایی
ایستادن فقط کار ماست
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
سعادت نامه
دلنوشته های یک فروند چریک
فتوبلاگ حسین کارگر
صدای سکوت
پا توی کفش شهدا
عشق
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
شروق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بانوی اسمانی
سیاه مشق های میم.صاد
عطش
اواز قطره
رشادت
مهاجر
عاشقانه ی تو
شاره کم سنه
صهبای بیداری
روح مناجات
سیرت پیشگان
پلاک 40
یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی
منتظران شهادت
یک نفس عمیق
منطقه آزاد
حقوقدان منتظر
ایرانی یعنی عشق
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
اخراجیها
کشکول
ترنم حضور
نم نم باران
چی کار؟
بیان مبین
سایه های خیال
عطر ریحان
عزای حسینی
ولایت نامه مادر
ستاره خاموش
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
در برابر نسیم
کبوتر حرم
صبح انقلاب
مهدی یاران
چشم انتظار
باکین علی الحسین
سربازان وطن
تراب
سیب سرخ
انصار الحسین (ع)
از فرش تا عرش
فهادانــ
تَرَنّم عفاف
گل نرگس
زندگی کاروانی
سرباز ولایت
آفتاب
نوجوونی از خودتون
غدیر چشمه هیشه جاری
جندالمهدی(عج)
جهادگر سایبری سروقامتان - cyber jihadists sarvqamatan
جنبش حمایت از بحرین
احادیث اهل بیت
جهاد ولایت
پایگاه شهید کریم مینا سرشت
* امام مبین *
..::منتظر بیداری::..
کلبه دل
سه ثانیه سکوت
درجست وجوی حقیقت
قافله نت
هزاره
مشاوره مجازی
کافه ترانزیت
سیب گلاب
آوای قلبها...
ولایت مداری
عشق ماندگار(خدا)
بوی هجرت می آید
نشریه بساتین
مهدی یاران
جوان ایرانی
سحرخیزمدینه کی میایی؟
آقا جون آجرک الله...
منتظران ظهور
منجی در ادیان
برای خاطر آیه ها
بچه حزب الهی
فرهنگ عاشقی
سرداران بی پلاک
عشق ماندگار
مسأله شرعی
مشـ ـ ـکـ ـاة
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
صراط مبین
تو هم یکبار بنویس تا ببینی نوشتن چه لذتی دارد...
هیئت فاطمیون شهرضا
ما با ولایت زنده ایم
وب سایت شخصی یاسین گمرکی

اشتراک در خبرنامه

 

روزانــــــــه