شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ تا آمد کنار خيابان، مرد جوان مقابل پايش ترمز زد. - "کجا تشريف مي بريد خواهر؟؟" ... بدون ترديد سوار ماشين مرد جوان شد ... چشمش افتاد به عکس مهدي فاطمه روي داشبورد ماشين! ... اشک در چشمهايش جمع شد با خودش گفت : "خدا خيرش بدهد چقدر دنيايمان را زيبا کرده ... مرد جوان هوس ندارد!"
اللهم ارني الطلعة الرشيده و الغرة الحميده ...
يعني ميشه ما اين روزا رو ببينيم؟! :(
:((
تو اي عشق و اي تمام اميدم ،فداي رخ تو همه عالمم ... بيا بنگر بر دل غم ديده که ليلي نديده ز غم چه کشيده در اين عالم ... يک دم بنگر حال زار مرا بي قرار مرا اي تما اميدم تو صبح سپيدم ز نرگس چشمت ببين چه کشيدم !
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top