پيام
+
تا آمد کنار خيابان، مرد جوان مقابل پايش ترمز زد. - "کجا تشريف مي بريد خواهر؟؟" ... بدون ترديد سوار ماشين مرد جوان شد ... چشمش افتاد به عکس مهدي فاطمه روي داشبورد ماشين! ... اشک در چشمهايش جمع شد با خودش گفت : "خدا خيرش بدهد چقدر دنيايمان را زيبا کرده ... مرد جوان هوس ندارد!"

دكتررحمت سخني Dr.Rah
90/2/22
کوچه بنے هاشم
اللهم ارني الطلعة الرشيده و الغرة الحميده ...
مدادرنگي
يعني ميشه ما اين روزا رو ببينيم؟! :(
*سحربانو*
:((
کوچه بنے هاشم
تو اي عشق و اي تمام اميدم ،فداي رخ تو همه عالمم ... بيا بنگر بر دل غم ديده که ليلي نديده ز غم چه کشيده در اين عالم ... يک دم بنگر حال زار مرا بي قرار مرا اي تما اميدم تو صبح سپيدم ز نرگس چشمت ببين چه کشيدم !