ساقی به نور باده بر افروز جام ما .... مطرب بیا که کار جهان شد به کام ما .... ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم .... ای بی خبر زلذت شراب مدام ما .... هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق .... ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما



                


جرعه ای دیگر از شراب عشق

 «تو چه می دانی که عشق چیست؟ ... ما را به جرم عشق مواخذه می کنند گویا نمی  دانند که عشق گناه نیست. اما کدام عشق؟ خداوندا! معبودا! وقتی فهمیدم که عشق به تو پایدار است و دیگر عشق ها دروغین است به عشق تو دل بستم. بعد از چندی که با تو معاشقه کردم  یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم. فهمیدم که در این مدت که فکر می کردم عاشق تو هستم اشتباه می کرده ام. این تو بوده ای که عاشق بنده ات بوده ای و هرگاه او صید شیطان شده، تو دام او را پاره کرده ای ...

آری، تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار می کردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوقت می نشستی. اما من بدبخت ناز می کردم و شب خلوت را از دست می دادم و می خوابیدم. اما تو دست بر نداشتی و این قدر به این کار ادامه دادی تا سرانجام من گریزپای را به چنگ آوردی و من فکر می کردم با پای خود آمده ام. وه چه خیال باطلی! این کمند عشق تو بود که به گردن من افتاده بود.

مرا که به چنگ آوردی به صحنه جهادم آوردی تا به دور از هر گونه هیاهو نرد عشق ببازی. کمند عشق را محکم تر  کردی و مرا به خط مقدم عشق بردی و در آنجا شراب عشقت را به من نوشاندی و چه نیکو شرابی بود و من هنوز از لذت آن شراب مستم. اولین جرعه آن را که نوشیدم مست شدم و در حال مستی تقاضای جرعه ای دیگر کردم، اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی. پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما پیاله ام را شکستی. هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی . اکنون من خمارم و پیاله به دست هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم . ای عاشق من! ای واله ی من! پیاله ام را پر کن و مرا در خماری مگذار. تو که یک عمر به انتظار نشسته بودی، حال که به من رسیده ای چرا  کام دل بر نمی گیری؟ تو که از عشق دم می زدی چرا هم اکنون مرا در انتظار گذاشته ای؟ اگر بدانم که خریدار متاعم نیستی و اگر بدانم که پیاله ام را پر نمی کنی پیاله را خود می شکنم و متاعم را به آتش می کشم تا در آتش حسرت بسوزی ...»

************************

چند روز بعد خبر آوردند که دانشجوی 19 ساله، ناصرالدین باغانی در تاریخ 11اسفند 65در منطقه عملیاتی شلمچه  پیاله اش پر شد و این آخرین نامه او قبل از شهادتش بود...

پینوشت :

تقریر رهبر در سالگرد شهید ناصرالدین باغانی: نوشتجات شهید عزیز را مکرر خوانده و هر بار بهره و فیض تازه‌ای از آن گرفته‌ام.

گفت‌وگوی منتشر نشده با شهید «ناصرالدین باغانی»: مراقب باشید که منحرفین در کمین نشسته‌اند 

 گفت‌وگوی با حجت‌الاسلام باغانی پدر شهید : حرکت در مسیر ولایت جامعه را از هر فتنه‌ای حفظ می‌کند.

مصاحبه رادیویی دانشجوی شهید «ناصرالدین باغانی» : به استعمار ثابت کنید که حنایش دیگر رنگی ندارد

گزارش تصویری گفتگو با حجت‌الاسلام باغانی پدر شهید

 



کوچه ی بنی هاشم ::: 85/8/7::: ساعت 1:12 عصر
از جام دیگران: جرعه


تفسیر جرعه

کوچه ی بنی هاشم


اولین جرعه آن را که نوشیدم مست شدم و در حال مستی تقاضای جرعه ای دیگر کردم، اما این بار تو بودی که ناز می کردی و مرا سر می گرداندی. پیاله ام را به طرفت دراز کردم و تقاضای جرعه ای دیگر کردم اما پیاله ام را شکستی. هر چه التماس کردم که جامی دیگر بده تا از حجاب جسمانی بیاسایم ندادی و زیر لب به من خندیدی و پنهانی عشوه کردی . اکنون من خمارم و پیاله به دست هنوز در انتظار جرعه ای دیگر از شراب عشقت به سر می برم .

آخرین دست نوشته ی دانشجوی شهید ناصر باغانی


زمان دیدار
12:38 عصر

نیازمندی ها

خانه پست الکترونیک Rss

تفحص:

بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 30
کل بازدید: 131609
رتبه سوم در پنجمین طرح ملی وبلاگ نویسی بوی سیب، رادیو معارف

ح) کلیه حقوق مطالب نزد خدا محفوظ است. بازنشر به هر نحو آزاد

جرعه های جاری

حجاب جسمانی

همرهان
DOWN WITH U.S.A
►▌ استان قدس ▌ ◄
تکلیف الهی
بوستــــــان ادب و عرفــان قـــــــرآن
جاده های مه آلود
اسیرعشق
فرزانگان امیدوار
چشمـــه ســـار رحمــت
لنگه کفش
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
رقصی میان میدان مین
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
*باران بهاری*
پرواز تا یکی شدن
حامیان ولایت
جبهه وبلاگی غدیر
گل باغ آشنایی
بچه مرشد!
منو وتووقاصدک
معیار عدل
امام زمان
مهندس محی الدین اله دادی
ـــــــ م . ج ـــــــــ
بی سر و سامان
منادی معرفت
مهربان
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
بوی سیب
بادصبا
تخته سیاه
رفقا
ردِ پای خط خطی های من
دوستدار علمدار
سامع سوم
ابرار
یادداشتهای فانوس
انسان جاری
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
عطر یاس
واقعه
بچه های خدایی
ایستادن فقط کار ماست
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
سعادت نامه
دلنوشته های یک فروند چریک
فتوبلاگ حسین کارگر
صدای سکوت
پا توی کفش شهدا
عشق
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
شروق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بانوی اسمانی
سیاه مشق های میم.صاد
عطش
اواز قطره
رشادت
مهاجر
عاشقانه ی تو
شاره کم سنه
صهبای بیداری
روح مناجات
سیرت پیشگان
پلاک 40
یاامام حسن مجتبی (ع)ادرکنی
منتظران شهادت
یک نفس عمیق
منطقه آزاد
حقوقدان منتظر
ایرانی یعنی عشق
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
اخراجیها
کشکول
ترنم حضور
نم نم باران
چی کار؟
بیان مبین
سایه های خیال
عطر ریحان
عزای حسینی
ولایت نامه مادر
ستاره خاموش
« عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب »
در برابر نسیم
کبوتر حرم
صبح انقلاب
مهدی یاران
چشم انتظار
باکین علی الحسین
سربازان وطن
تراب
سیب سرخ
انصار الحسین (ع)
از فرش تا عرش
فهادانــ
تَرَنّم عفاف
گل نرگس
زندگی کاروانی
سرباز ولایت
آفتاب
نوجوونی از خودتون
غدیر چشمه هیشه جاری
جندالمهدی(عج)
جهادگر سایبری سروقامتان - cyber jihadists sarvqamatan
جنبش حمایت از بحرین
احادیث اهل بیت
جهاد ولایت
پایگاه شهید کریم مینا سرشت
* امام مبین *
..::منتظر بیداری::..
کلبه دل
سه ثانیه سکوت
درجست وجوی حقیقت
قافله نت
هزاره
مشاوره مجازی
کافه ترانزیت
سیب گلاب
آوای قلبها...
ولایت مداری
عشق ماندگار(خدا)
بوی هجرت می آید
نشریه بساتین
مهدی یاران
جوان ایرانی
سحرخیزمدینه کی میایی؟
آقا جون آجرک الله...
منتظران ظهور
منجی در ادیان
برای خاطر آیه ها
بچه حزب الهی
فرهنگ عاشقی
سرداران بی پلاک
عشق ماندگار
مسأله شرعی
مشـ ـ ـکـ ـاة
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
صراط مبین
تو هم یکبار بنویس تا ببینی نوشتن چه لذتی دارد...
هیئت فاطمیون شهرضا
ما با ولایت زنده ایم
وب سایت شخصی یاسین گمرکی

اشتراک در خبرنامه

 

روزانــــــــه